روایت تاریخی | «حادثه ۱۹ دی: پاسخ مومنانه به نیاز زمانه»
۱۳۹۲/۱۰/۱۷
«اگر ما حادثهی نوزدهم دی را مبدا تاریخ تحولات جدید دنیا بدانیم،شگفتآور نیست و سخنی به گزاف گفته نشده است.» اهمیت و اثرگذاری تاریخی قیام ۱۹ دی مردم قم در حمایت از نهضت امام خمینی(ره) با همین جملهی رهبر انقلاب اسلامی عیان میشود.
رهبر انقلاب «پاسخ مومنانه به نیاز زمانه» را ویژگی حماسه نوزده دی دانسته و آن را به عنوان یكی از نمونههای تاریخی نقشآفرینی و ایستادگی مردم و جوانان قمی در مسیر انقلاب اسلامی معرفی میكنند.
آنچه در ادامه میآید «روایت تاریخی حادثه نوزده دی قم» در بیانات رهبر انقلاب اسلامی است كه به تبیین ابعاد مختلف این حركت میپردازد:
حادثه نوزده دی؛ مبدا تاریخ تحولات جدید دنیا
يقينا آگاهى و بيدارى و بصیرت مردم عزيز قم و پاسخى كه آنها با همهى وجود خودشان به حوزهى علميه و به مرجع تقليدشان دادند، يك حادثهى ماندگار در طول تاريخ است و خواهد ماند.
اگر ما حادثهى نوزدهم دى را مبدا تاريخ تحولات جديد دنيا بدانيم، شگفتآور نيست و سخنى به گزاف گفته نشده است. حوادث جامعهى بشرى و اين عالم بزرگ، متاثر از قانون تاثير متقابل است. حوادث بر روى هم تاثير ميگذارد و زنجيرهى حوادث تاريخى، وقايع بزرگ را به وجود مىآورد. اگر اينجور تصوير كنيم صورت مسئله را، كه حركت مردم قم در روز نوزدهم دى در سال ۵۶ يك جرقهاى بود در فضاى ظلمانى عجيب خفقان آن روز - كه شرح اختناقى كه آن روز در كشور وجود داشت و همه دنياى بهاصطلاح طرفدار آزادى، پشتيبان آن خفقان بودند و از حكمرانان و سلطهگران مستبد و ديكتاتور با همهى وجودشان دفاع ميكردند، كتابهاى زيادى لازم دارد - در يك چنين فضائى، اين خونهاى پاكى كه در چهارمردان قم ريخته شد و حركت عظيم مردم قم را در روز نوزدهم دى پديد آورد، جرقهاى بود كه در حقيقت اصابت كرد به انبار و آذوقهى ذخيرهى عظيم ايمانى اين مردم، و ناگهان فضا را منقلب كرد.
اگر حادثهى نوزده دى قم نميبود، آن حوادث گوناگون شهرستانها و سلسلهى اربعينها كه مردم را به ميدان مبارزه كشاند، به وجود نمىآمد. اگر آن تحولات و آن حوادث نبود، ۲۲ بهمن به وجود نمىآمد، انقلاب اسلامى به پيروزى نميرسيد. انقلاب اسلامى به پيروزى رسيد، چالش با استكبار شروع شد، هيبت استكبار شكست، هيبت آمريكا و صهيونيسم شكست. اگر اين شكسته شدن هيبت پوشالى ابرقدرتها - كه با هيبت خودشان بيش از واقعيت وجود خودشان در دنياى انسانها تصرف ميكنند - مسلمانها را در كشورهاى مختلف به فكر انداخت و بيدار كرد، ايستادگى مردم ايران، مظلوميت ملت ايران در حوادث مختلف، در جنگ تحميلى، در دوران سخت توامان دفاع مقدس و تحريم - اينكه ملت ايران اينجور محكم ايستادند، با ثبات پيش رفتند - ملتها را تكان داد. اگر اين ثبات نبود، اگر اين ايستادگى نبود، اگر اين به چالش كشيدن هيبت دروغين ابرقدرتها نبود، ملتها وارد ميدان نميشدند؛ بيدارى اسلامى به وجود نمىآمد. ۱۳۹۰/۱۰/۱۹
نوزدهم دی ماه؛ پاسخ مومنانه مردم قم به نیاز زمانه
نوزدهم دى يك نقطهى درخشنده است؛ نه فقط در تاريخ قم، بلكه در تاريخ كشور ما و تاريخ انقلاب. جوانان قم، مرد و زن، طلبه و غير طلبه، در اين روز يك پاسخ مومنانه و قهرمانانه به نياز زمان دادند. مهم اين است كه هر ملتى، هر شخصى و هر مجموعهاى بتواند به نياز زمانهى خود پاسخ دهد. البته مردم قم اولين بار در نوزدهم دى نبود كه اين هوشيارى و هوشمندى و شجاعت را از خود نشان دادند؛ هزار و دويست سال است كه شهر قم پايگاه اشاعهى افكار منور اهل بيت عليهمالسلام است. آن وقتىكه حكومتهاى مخالف اهل بيت هم بر سر كار بودند، مردم قم اين موضع را حفظ كردند و اگر سختيهايى هم داشت، آن را تحمل كردند. هفتاد سال هم هست كه قم مركز و پايتخت فكرى و علمى دنياى اسلام است. از زمان ورود مرحوم آيتالله حائرى به قم سال ۱۳۴۰ قمرى اين شهر به مركز اصلى علمى عالم اسلام و تشيع تبديل شد و بعد در زمان مرحوم آيتالله بروجردى به اوج خود رسيد؛ و محصول آن دورهها پيدايش شخصيت عظيم القدر و كمنظيرى مثل امام بزرگوار بود. اين سابقهى درخشان براى قم وجود دارد كه هميشه به نياز زمان پاسخ گفته است. نوزدهم دى هم از اين قبيل بود.
اشكال كار ملتها و اشخاصى كه توسرىخور زمانه باقى مىمانند و مغلوب حوادث دوران خود مىشوند، اين است كه زمان و جريانات خود را نمىشناسند؛ آنچه را كه اقتضا و نياز زمان است، درك نمىكنند؛ اگر هم درك مىكنند، گاهى شجاعت ابراز آن را ندارند. لذا زمانه و عوامل مخالف و معاند بر آنها غلبه مىكند.
اگر مردم قم در نوزدهم دىماه سال ۱۳۵۶ قيام نمىكردند و آن حوادث عظيم را پىدرپى به وجود نمىآوردند، احتمالا حوادث به سمت و سوى ديگرى مىرفت؛ اما آنها ابتكار بهخرج دادند و مرد و زن و جوان و پير و روحانى و غير روحانى، در اين حركت سهيم شدند؛ هرچند نقطهى اصلى ثقل اين كار بر دوش جوانها بود؛ چون فطرت پاك و پايبند نبودن به تعلقات مادى، جوان را راحتتر به وسط ميدان انجام وظيفه مىبرد. همهى ملت ايران در دوران انقلاب، اين منش و كار بزرگ را نشان دادند؛ يكى زودتر، يكى ديرتر؛ اما جلوتر از همه قم بود. نتيجه اين شد كه دژ تسخيرناپذيرى كه دربست در اختيار دشمنان ملت ايران و غارتگران و زورگويان و راهزنان بينالمللى بود دژ حكومت ايران به وسيلهى مردم از دست آنها خارج شد و مردم آن را فتح كردند. ۱۳۷۹/۱۰/۱۹
نقش داشتن مردم و حوزه علمیه قم در حركت تاریخی نوزده دی
در اين حركت تاريخى[قیام نوزده دی]، هم مردم قم و هم حوزهى معظم و جليلالقدر علميهى قم نقش داشتند. جوانان و مرد و زن قم، قبل از آن حركت و با آن حركت، نشان دادند كه پايبندى آنها به اسلام، لقلقهى زبان نيست و حوزهى علميهى قم و مراجع معظم قم در آن روز نيز ثابت كردند كه ظرفيت و استعداد هدايت يك موج عظيم مردمى را در اين اقيانوس بيكران دارا هستند. اينها چيزهايى نيست كه زايل شود. امروز هم همان ايمان، همان مردم و همان حوزهى علميه در قم استوار است؛ لذا قم محور اساسى انقلاب بوده و خواهد بود. جوانان قم نقش و سهم بسيار بزرگ خود را فراموش نكنند. ۱۳۸۲/۱۰/۱۸
ایستادگی جوانان و مردم قم در صفوف مقدم انقلاب
من در خصوص جوانهاى قم، هم خاطرات دارم، هم اطلاعات متعدد و فراوانى دارم... قبل از آنكه مبارزات در سال ۴۱ و ۴۲ اوج بگيرد، اينجا ما نشانهى زيركى جوانان قم و هوشمندى آنها را مشاهده كرديم. من فراموش نميكنم؛ در همين جلوى كوچهى حرم يا آن طرف خيابان، كوچهى ارگ، كيوسك روزنامهفروشى بود؛ خبرهاى روزنامهها را در آنجا ميزدند. ماها از درس كه برميگشتيم، مىايستاديم تيتر اين روزنامهها را نگاه ميكرديم. وقتى در مسئلهى انجمنهاى ايالتى و ولايتى، دولت طاغوت مجبور به عقبنشينى شد و آن تصويبنامه را باطل كرد، من ديدم اين جوانهائى كه حول و حوش همين كوچهى حرم و توى خيابان ارم بودند - كه اين جوانها را غالبا ميديديم و هيچ تصور نميكرديم كه اينها با انديشهى سياسى و مسائل سياسى سر و كارى داشته باشند - آمدند به ما گفتند ما موفقيت روحانيت را در مقابل دولت طاغوت به شما تبريك عرض ميكنيم. جوانان قمى كه به حسب ظاهر بركنار بودند، به ما طلبهها، كه هيچ آشنائى هم با هم نداشتيم، مىآمدند تبريك ميگفتند.
من از همان وقت به ذهنم رسيد كه اين چه روحيهاى در جوان قمى است - دانشجو كه آن وقت در قم نبود؛ جوان دانشآموز يا حتى غير دانشآموز؛ جوان بيكار - كه نسبت به مسئلهى مبارزه و نهضت و پنجه درافكندن روحانيت با دولت طاغوت، اينجور حساس است.
بعد كه مسائل سال ۵۶ پيش آمد، آنجا قم خودش را نشان داد. حقيقتا به معناى واقعى كلمه، رهبرى حركت مردم در خيابانها و حضور در ميدانها و ايستادگى در مقابل پنجههاى چدنى و خشن دستگاه را قم شروع كرد. همين جوانهاى قمى آمدند توى خيابانها، خونهاشان بر زمين ريخته شد؛ البته مامورين نظام طاغوت را حسابى هم اذيت كردند! آن زيركى جوانهاى قم و شيطنت آنها، مامورين را حسابى سردرگم هم ميكرد.
بعد مسئلهى انقلاب پيش آمد. همه جا قم در صفوف مقدم بود. اين لشكر علىبنابىطالب جزو لشكرهاى موفق در دفاع مقدس و در خطوط مقدم بود. در همهى امتحانهاى بزرگ، قمىها از عهدهى امتحان، خوب برآمدند؛ صف مقدم هم جوانها بودند. من ميخواهم شما جوان امروز كه احساس داريد، انديشه داريد، شور و شعور داريد، اين شناسنامهى پر افتخار نسل جوان قمى را از چند دهه پيش به اين طرف، در مقابل چشم داشته باشيد.
قمىها در انقلاب نقشآفرينى كردند. در دفاع مقدس نقشآفرينى كردند؛ بعد از تمام شدن جنگ - بخصوص بعد از رحلت امام بزرگوار كه سايهى ايشان از سر ما كوتاه شد - نقشآفرينى جوانهاى قمى بارزتر هم بوده است؛ اين نكتهى مهمى است.
توجه بكنيد؛ از سالهاى آخر دههى اول انقلاب به بعد، دشمنان انقلاب و جبههى دشمن با استفاده از كارشناسهاى ايرانى يك سياستى را طراحى كردند - چون غير كارشناسهاى ايرانى به اين نكته توجه پيدا نميكردند؛ كسانى كه طرف مشورتشان قرار ميگرفتند، ايرانى بودند - و آن سياست اين بود كه از قم آنتىتز انقلاب درست كنند. همان طور كه انقلاب از قم جوشيد، يك ضد انقلاب هم از قم به وجود بياورند. قم حوزهى روحانيت است. حوزهى علميه ظاهرا در قم است، اما اين جمع حوزوى در معنا در همهى كشور منتشر است. اين طلبهى قمى كه در قم ساكن است، در شهر خود، در روستاى خود صاحب نفوذ است. از سرتاسر كشور در اينجا جمعند. آن روزى كه افراد اين حوزه براى تعطيلى يا براى كارى به منازل خود ميروند، معنايش اين است كه حوزه در سرتاسر كشور منتشر ميشود. پس هر فكرى در اينجاست، هر ايدهاى در اينجاست، هر عزم و ارادهاى در اينجاست، هر حركت و جهتگيرىاى در اينجاست؛ در واقع در سرتاسر كشور يك امتدادى دارد؛ اين را بيگانهها نميفهميدند؛ آمريكائىها نميتوانستند اين حقيقت را تحليل كنند؛ اين را يك خودى، يك ايرانى، يك آشنا به طبيعت روحانيت ميتوانست بفهمد؛ اين را به آنها ياد دادند؛ لذا سعى كردند در قم زمينهى فتنه را فراهم كنند. من چون نميخواهم از كسى اسم بياورم، اسم نمىآورم و عبور ميكنم. در همان سال ۵۸ و ۵۹، هم مردم قم، هم مردم تبريز حماسه آفريدند؛ نه فقط حماسهى آمدن توى ميدان و مشت گرهكردن، بلكه حماسهى معنوى، حماسهى شعور، حماسهى تحليل درست. بعد از رحلت امام هم به شكل ديگرى همين اتفاق در قم افتاد. اينجا هم مخالفين و دشمنان - عمدتا دشمنان بيرون مرز؛ اصل آنهايند - طراحى كرده بودند كه بتوانند اين آنتىتز را در اينجا به وجود بياورند. اگر قمىها غافل بودند، اگر جوانهاى قم از تحليل عاجز بودند، اگر آن هوشمندى لازم را نميداشتند، مشكلات بيش از اينها ميشد؛ اين حقيقت امر است، اين بيان واقع نسبت به مجموعهى جوان در قم است.
۱۳۸۹/۰۸/۰۴
منبع :
رهبر انقلاب «پاسخ مومنانه به نیاز زمانه» را ویژگی حماسه نوزده دی دانسته و آن را به عنوان یكی از نمونههای تاریخی نقشآفرینی و ایستادگی مردم و جوانان قمی در مسیر انقلاب اسلامی معرفی میكنند.
آنچه در ادامه میآید «روایت تاریخی حادثه نوزده دی قم» در بیانات رهبر انقلاب اسلامی است كه به تبیین ابعاد مختلف این حركت میپردازد:
حادثه نوزده دی؛ مبدا تاریخ تحولات جدید دنیايقينا آگاهى و بيدارى و بصیرت مردم عزيز قم و پاسخى كه آنها با همهى وجود خودشان به حوزهى علميه و به مرجع تقليدشان دادند، يك حادثهى ماندگار در طول تاريخ است و خواهد ماند.
اگر ما حادثهى نوزدهم دى را مبدا تاريخ تحولات جديد دنيا بدانيم، شگفتآور نيست و سخنى به گزاف گفته نشده است. حوادث جامعهى بشرى و اين عالم بزرگ، متاثر از قانون تاثير متقابل است. حوادث بر روى هم تاثير ميگذارد و زنجيرهى حوادث تاريخى، وقايع بزرگ را به وجود مىآورد. اگر اينجور تصوير كنيم صورت مسئله را، كه حركت مردم قم در روز نوزدهم دى در سال ۵۶ يك جرقهاى بود در فضاى ظلمانى عجيب خفقان آن روز - كه شرح اختناقى كه آن روز در كشور وجود داشت و همه دنياى بهاصطلاح طرفدار آزادى، پشتيبان آن خفقان بودند و از حكمرانان و سلطهگران مستبد و ديكتاتور با همهى وجودشان دفاع ميكردند، كتابهاى زيادى لازم دارد - در يك چنين فضائى، اين خونهاى پاكى كه در چهارمردان قم ريخته شد و حركت عظيم مردم قم را در روز نوزدهم دى پديد آورد، جرقهاى بود كه در حقيقت اصابت كرد به انبار و آذوقهى ذخيرهى عظيم ايمانى اين مردم، و ناگهان فضا را منقلب كرد.
اگر حادثهى نوزده دى قم نميبود، آن حوادث گوناگون شهرستانها و سلسلهى اربعينها كه مردم را به ميدان مبارزه كشاند، به وجود نمىآمد. اگر آن تحولات و آن حوادث نبود، ۲۲ بهمن به وجود نمىآمد، انقلاب اسلامى به پيروزى نميرسيد. انقلاب اسلامى به پيروزى رسيد، چالش با استكبار شروع شد، هيبت استكبار شكست، هيبت آمريكا و صهيونيسم شكست. اگر اين شكسته شدن هيبت پوشالى ابرقدرتها - كه با هيبت خودشان بيش از واقعيت وجود خودشان در دنياى انسانها تصرف ميكنند - مسلمانها را در كشورهاى مختلف به فكر انداخت و بيدار كرد، ايستادگى مردم ايران، مظلوميت ملت ايران در حوادث مختلف، در جنگ تحميلى، در دوران سخت توامان دفاع مقدس و تحريم - اينكه ملت ايران اينجور محكم ايستادند، با ثبات پيش رفتند - ملتها را تكان داد. اگر اين ثبات نبود، اگر اين ايستادگى نبود، اگر اين به چالش كشيدن هيبت دروغين ابرقدرتها نبود، ملتها وارد ميدان نميشدند؛ بيدارى اسلامى به وجود نمىآمد. ۱۳۹۰/۱۰/۱۹
نوزدهم دی ماه؛ پاسخ مومنانه مردم قم به نیاز زمانهنوزدهم دى يك نقطهى درخشنده است؛ نه فقط در تاريخ قم، بلكه در تاريخ كشور ما و تاريخ انقلاب. جوانان قم، مرد و زن، طلبه و غير طلبه، در اين روز يك پاسخ مومنانه و قهرمانانه به نياز زمان دادند. مهم اين است كه هر ملتى، هر شخصى و هر مجموعهاى بتواند به نياز زمانهى خود پاسخ دهد. البته مردم قم اولين بار در نوزدهم دى نبود كه اين هوشيارى و هوشمندى و شجاعت را از خود نشان دادند؛ هزار و دويست سال است كه شهر قم پايگاه اشاعهى افكار منور اهل بيت عليهمالسلام است. آن وقتىكه حكومتهاى مخالف اهل بيت هم بر سر كار بودند، مردم قم اين موضع را حفظ كردند و اگر سختيهايى هم داشت، آن را تحمل كردند. هفتاد سال هم هست كه قم مركز و پايتخت فكرى و علمى دنياى اسلام است. از زمان ورود مرحوم آيتالله حائرى به قم سال ۱۳۴۰ قمرى اين شهر به مركز اصلى علمى عالم اسلام و تشيع تبديل شد و بعد در زمان مرحوم آيتالله بروجردى به اوج خود رسيد؛ و محصول آن دورهها پيدايش شخصيت عظيم القدر و كمنظيرى مثل امام بزرگوار بود. اين سابقهى درخشان براى قم وجود دارد كه هميشه به نياز زمان پاسخ گفته است. نوزدهم دى هم از اين قبيل بود.
اشكال كار ملتها و اشخاصى كه توسرىخور زمانه باقى مىمانند و مغلوب حوادث دوران خود مىشوند، اين است كه زمان و جريانات خود را نمىشناسند؛ آنچه را كه اقتضا و نياز زمان است، درك نمىكنند؛ اگر هم درك مىكنند، گاهى شجاعت ابراز آن را ندارند. لذا زمانه و عوامل مخالف و معاند بر آنها غلبه مىكند.
اگر مردم قم در نوزدهم دىماه سال ۱۳۵۶ قيام نمىكردند و آن حوادث عظيم را پىدرپى به وجود نمىآوردند، احتمالا حوادث به سمت و سوى ديگرى مىرفت؛ اما آنها ابتكار بهخرج دادند و مرد و زن و جوان و پير و روحانى و غير روحانى، در اين حركت سهيم شدند؛ هرچند نقطهى اصلى ثقل اين كار بر دوش جوانها بود؛ چون فطرت پاك و پايبند نبودن به تعلقات مادى، جوان را راحتتر به وسط ميدان انجام وظيفه مىبرد. همهى ملت ايران در دوران انقلاب، اين منش و كار بزرگ را نشان دادند؛ يكى زودتر، يكى ديرتر؛ اما جلوتر از همه قم بود. نتيجه اين شد كه دژ تسخيرناپذيرى كه دربست در اختيار دشمنان ملت ايران و غارتگران و زورگويان و راهزنان بينالمللى بود دژ حكومت ايران به وسيلهى مردم از دست آنها خارج شد و مردم آن را فتح كردند. ۱۳۷۹/۱۰/۱۹
نقش داشتن مردم و حوزه علمیه قم در حركت تاریخی نوزده دیدر اين حركت تاريخى[قیام نوزده دی]، هم مردم قم و هم حوزهى معظم و جليلالقدر علميهى قم نقش داشتند. جوانان و مرد و زن قم، قبل از آن حركت و با آن حركت، نشان دادند كه پايبندى آنها به اسلام، لقلقهى زبان نيست و حوزهى علميهى قم و مراجع معظم قم در آن روز نيز ثابت كردند كه ظرفيت و استعداد هدايت يك موج عظيم مردمى را در اين اقيانوس بيكران دارا هستند. اينها چيزهايى نيست كه زايل شود. امروز هم همان ايمان، همان مردم و همان حوزهى علميه در قم استوار است؛ لذا قم محور اساسى انقلاب بوده و خواهد بود. جوانان قم نقش و سهم بسيار بزرگ خود را فراموش نكنند. ۱۳۸۲/۱۰/۱۸
ایستادگی جوانان و مردم قم در صفوف مقدم انقلابمن در خصوص جوانهاى قم، هم خاطرات دارم، هم اطلاعات متعدد و فراوانى دارم... قبل از آنكه مبارزات در سال ۴۱ و ۴۲ اوج بگيرد، اينجا ما نشانهى زيركى جوانان قم و هوشمندى آنها را مشاهده كرديم. من فراموش نميكنم؛ در همين جلوى كوچهى حرم يا آن طرف خيابان، كوچهى ارگ، كيوسك روزنامهفروشى بود؛ خبرهاى روزنامهها را در آنجا ميزدند. ماها از درس كه برميگشتيم، مىايستاديم تيتر اين روزنامهها را نگاه ميكرديم. وقتى در مسئلهى انجمنهاى ايالتى و ولايتى، دولت طاغوت مجبور به عقبنشينى شد و آن تصويبنامه را باطل كرد، من ديدم اين جوانهائى كه حول و حوش همين كوچهى حرم و توى خيابان ارم بودند - كه اين جوانها را غالبا ميديديم و هيچ تصور نميكرديم كه اينها با انديشهى سياسى و مسائل سياسى سر و كارى داشته باشند - آمدند به ما گفتند ما موفقيت روحانيت را در مقابل دولت طاغوت به شما تبريك عرض ميكنيم. جوانان قمى كه به حسب ظاهر بركنار بودند، به ما طلبهها، كه هيچ آشنائى هم با هم نداشتيم، مىآمدند تبريك ميگفتند.
من از همان وقت به ذهنم رسيد كه اين چه روحيهاى در جوان قمى است - دانشجو كه آن وقت در قم نبود؛ جوان دانشآموز يا حتى غير دانشآموز؛ جوان بيكار - كه نسبت به مسئلهى مبارزه و نهضت و پنجه درافكندن روحانيت با دولت طاغوت، اينجور حساس است.
بعد كه مسائل سال ۵۶ پيش آمد، آنجا قم خودش را نشان داد. حقيقتا به معناى واقعى كلمه، رهبرى حركت مردم در خيابانها و حضور در ميدانها و ايستادگى در مقابل پنجههاى چدنى و خشن دستگاه را قم شروع كرد. همين جوانهاى قمى آمدند توى خيابانها، خونهاشان بر زمين ريخته شد؛ البته مامورين نظام طاغوت را حسابى هم اذيت كردند! آن زيركى جوانهاى قم و شيطنت آنها، مامورين را حسابى سردرگم هم ميكرد.
بعد مسئلهى انقلاب پيش آمد. همه جا قم در صفوف مقدم بود. اين لشكر علىبنابىطالب جزو لشكرهاى موفق در دفاع مقدس و در خطوط مقدم بود. در همهى امتحانهاى بزرگ، قمىها از عهدهى امتحان، خوب برآمدند؛ صف مقدم هم جوانها بودند. من ميخواهم شما جوان امروز كه احساس داريد، انديشه داريد، شور و شعور داريد، اين شناسنامهى پر افتخار نسل جوان قمى را از چند دهه پيش به اين طرف، در مقابل چشم داشته باشيد.
قمىها در انقلاب نقشآفرينى كردند. در دفاع مقدس نقشآفرينى كردند؛ بعد از تمام شدن جنگ - بخصوص بعد از رحلت امام بزرگوار كه سايهى ايشان از سر ما كوتاه شد - نقشآفرينى جوانهاى قمى بارزتر هم بوده است؛ اين نكتهى مهمى است.

توجه بكنيد؛ از سالهاى آخر دههى اول انقلاب به بعد، دشمنان انقلاب و جبههى دشمن با استفاده از كارشناسهاى ايرانى يك سياستى را طراحى كردند - چون غير كارشناسهاى ايرانى به اين نكته توجه پيدا نميكردند؛ كسانى كه طرف مشورتشان قرار ميگرفتند، ايرانى بودند - و آن سياست اين بود كه از قم آنتىتز انقلاب درست كنند. همان طور كه انقلاب از قم جوشيد، يك ضد انقلاب هم از قم به وجود بياورند. قم حوزهى روحانيت است. حوزهى علميه ظاهرا در قم است، اما اين جمع حوزوى در معنا در همهى كشور منتشر است. اين طلبهى قمى كه در قم ساكن است، در شهر خود، در روستاى خود صاحب نفوذ است. از سرتاسر كشور در اينجا جمعند. آن روزى كه افراد اين حوزه براى تعطيلى يا براى كارى به منازل خود ميروند، معنايش اين است كه حوزه در سرتاسر كشور منتشر ميشود. پس هر فكرى در اينجاست، هر ايدهاى در اينجاست، هر عزم و ارادهاى در اينجاست، هر حركت و جهتگيرىاى در اينجاست؛ در واقع در سرتاسر كشور يك امتدادى دارد؛ اين را بيگانهها نميفهميدند؛ آمريكائىها نميتوانستند اين حقيقت را تحليل كنند؛ اين را يك خودى، يك ايرانى، يك آشنا به طبيعت روحانيت ميتوانست بفهمد؛ اين را به آنها ياد دادند؛ لذا سعى كردند در قم زمينهى فتنه را فراهم كنند. من چون نميخواهم از كسى اسم بياورم، اسم نمىآورم و عبور ميكنم. در همان سال ۵۸ و ۵۹، هم مردم قم، هم مردم تبريز حماسه آفريدند؛ نه فقط حماسهى آمدن توى ميدان و مشت گرهكردن، بلكه حماسهى معنوى، حماسهى شعور، حماسهى تحليل درست. بعد از رحلت امام هم به شكل ديگرى همين اتفاق در قم افتاد. اينجا هم مخالفين و دشمنان - عمدتا دشمنان بيرون مرز؛ اصل آنهايند - طراحى كرده بودند كه بتوانند اين آنتىتز را در اينجا به وجود بياورند. اگر قمىها غافل بودند، اگر جوانهاى قم از تحليل عاجز بودند، اگر آن هوشمندى لازم را نميداشتند، مشكلات بيش از اينها ميشد؛ اين حقيقت امر است، اين بيان واقع نسبت به مجموعهى جوان در قم است.
۱۳۸۹/۰۸/۰۴
منبع :
+ نوشته شده در جمعه بیستم دی ۱۳۹۲ ساعت 2:12 توسط جوانان فردوسی
|

امام على(ع):«انسان با بصیرت كسى است كه بشنود و بیندیشد،نگاه كند و ببیند،از عبرتها بهره گیرد،آنگاه راه روشنى را بپیماید كه در آن از افتادن در پرتگاهها به دور ماند»نهج البلاغه خطبه152