روزى از دوست مهندسم پرسیدم: براى قیامتت چه مى‏ كنى؟ چیزى گفت كه به حال او غبطه خوردم. گفت: هر پانزده روز یك مرتبه ماشینى كرایه مى‏ كنم و بچّه‏ هاى یتیم را به پاركِ بازى مى ‏برم و برایشان بستنى مى‏ خرم و پس از تفریحى چند ساعته برمى‏ گردیم، من این كار را به حساب قیامتم گذاشته ‏ام.


به نقل از پایگاه درس هایی از قرآن؛قسمت سایربخش ها-گزینه زندگی نامه-خاطرات آقای قرائتی.

منبع: http://www.qaraati.ir/show.php?page=khaterat&id=114